العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

329

شرح كشف المراد ( فارسى )

( مسأله پانزدهم ) ( آجال ) اجل به معناى وقت و زمان است و زمان مقياس اندازه‌گيرى اشياء است و منظور ما از اجل حيوانات آن وقتى است كه علم خداوند متعال به مرگ يك حيوان در آن وقت تعلق گرفته است . در اينجا بحثى است كه آيا اگر مقتول كشته نشود به مرگ خدائى خواهد مرد يا زنده مىماند ؟ . اشاعره مىگويند : البته خواهد مرد و برخى از معتزله هم همين را گفته‌اند و بعض معتزله بغداد گفتند زنده مىماند چون اگر انسان زنده نماند كشتن كسى قصاص ندارد و اگر حيوان زنده نماند ذبح حيوان احسانى است به مالك آن و الّا حرام مىشود و گروهى ديگر گفتند هر دو احتمال هست و خواجه اين قول را اختيار كرد و آن را بايد تأويل نمود كه اگر كشته نشود دليل آنست كه اجلش نرسيده بود و بعد از اين دو احتمال است كه زود بميرد يا زنده ماند و آنها كه گويند زنده مىماند اختلاف كردند گروهى گفتند دو اجل دارد على البدل و گروهى گفتند اجل او همان كشته شدن است و اگر كشته نشود پس از اجل زنده است امّا اين اقوال و احتمالات بر خلاف تحقيق است و حق آنست كه خداى تعالى علمش تعلق گرفته باينكه او به سبب كشتن از دنيا خواهد رفت نه به غير كشتن و اگر بخواهيم با فرض علم خدا به قتل او سخن گوئيم احتمال اينكه كشته نشود باطل است مثل آنكه احتمال دهيم اصلا نميرد باطل است همچنانكه علم خدا بانقضاى حياتش تخلف‌پذير نيست و محال است زنده بماند